صحت و تندرستي ،بهترين بخشش خداوند است.        امام جواد  (ع)<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

فال ماه متولدين فروردين ماه بخوانند

خوانندگان محترم:

گرچه ما فال را به چشم یک سرگرمی نگاه می کنیم وسخت براین باوریم که آینده بازتاب رفتار واعمال ماست,نه محصول تقدیری جبری وغیر قابل تغییر.امیدواریم که توانسته باشیم رضایت شما مخاطبان رابرآورده کرده باشیم .

سر و سامان بخشیدن به امور مالی و خانوادگی ضرورت پیدا خواهد کرد. قدرت خلاقیت، سازندگی و اصول اخلاقی تان افزایش خواهد یافت، اگر چه باید از الهامات درونی خود نیز بهره جویید و آن را چاشنی منطق نمایید. از حساسیت زیادی برخوردار خواهید بود. در مورد هرچه می شنوید، خوب تحقیق و بررسی کنید. قبل از نشان دادن هرگونه واکنش شتابزده و نابجایی، ابتدا قدمی به عقب بردارید و کمی تامل کنید. با متولدین شهریور ماه سازگارتر خواهید بود.

                                     

متولدین فروردین ماه تولدتان مبارک

پیام باغخواص

 

داستانها وپـنـد ها (بهشت شدّ اد)

حضرت هود عليهالسلام در زمان پادشاهى شداد بود و پيوسته او را دعوت بايمان ميكرد. روزى شداد گفتاگر من ايمان بياورم خداوند بمن چه خواهد داد؟ هود گفت جايگاه ترا در بهشت برينقرار ميدهد و زندگانى جاويد بتو خواهد داد. شداد اوصاف بهشت را از هود پرسيد آنحضرتشمه اى از خصوصيات بهشت برايش بيان نمود شداد گفت اينكه چيزى نيست من خود ميتوانمبهشتى بهتر از آنچه تو گفتى تهيه نمايم .از اينرو در صدد ساختمان شهرى برآمد كهشبيه بهشت برين باشد. يك نفر پيش ضحاك تازى كه خواهرزاده او بود فرستاد و در آنزمان ضحاك بر مملكت جمشيد (ايران ) حكومت ميكرد و از او خواست هر چه طلا و نقرهميتواند فراهم سازد ضحاك بنا بدستور شداد هر چه توانست زر و زيور تهيه نمود و بشامفرستاد. شداد به اطراف مملكت خويش نيز اشخاصى فرستاد و در تهيه طلا و نقره و جواهر ومشك و عنبر جديت فراوان نمود و استادان و مهندسين ماهر براى ساختمان شهر بهشتىآماده كرد و در اطراف شام محلى را كه از نظر آب و هوا بى مانند بود انتخاب نمودديوار آن شهر را دستور داد با بهترين اسلوب بسازند و در ميان آن قصرى از طلا و نقرهبوجود آوردند و ديوارهاى آنرا بجواهر و گوهرهاى گران قيمت بيارايند و در كف جويهاىروان آن شهر بجاى ريگ و سنگ ريزه جواهر بريزند و درختهائى از طلا ساختند كه بر شاخههاى آنها مشك و عنبر آويخته بود و هر وقت باد ميوزيد بوى خوشى از آن درختها منتشرميشد.گفته اند دوازده هزار كنگره از طلا كه به ياقوت و گوهرهاى آراسته بود برگرد قصر او ساختند و پانصد سرهنگ داشت كه براى هر يك فراخور مقامش در اطراف قصركوشك بلند مناسب با آن قصر تهيه نمودند در بهشت مصنوعى خود جاى داد و از هر نظروسائل استراحت و عيش را فراهم كرد. در مدت پانصد سال هر چه سيم و زر و قدرت بودبراى ايجاد آن شهر بكار برده شد تا اينكه بشداد خبر دادند آن بهشت كه دستور دادهبوديد آماده گرديد.شداد در حضر موت بسر مى برد پس از اطلاع با لشگرى فراوانبراى ديدن آن شهر حركت كرد چون بيك منزلى شهر رسيد آهوئى بچشمش خورد كه پاهايش ازنقره و شاخهايش از طلا بود از ديدن چنين آهوئى در شگفت شد و اسب از پى او بتاخت تااز لشگر خود جدا گرديد.ناگاه در ميان بيابان سوارى مهيب و وحشت آور پيش او آمدو گفت اى شداد خيال كردى با اين عمارت كه ساختى از مرگ محفوظ ميمانى ؟ از اين سخنلرزه بر تن شداد افتاد. گفت تو كيستى ؟ جواب داد من ملك الموتم پرسيد بمن چه كاردارى و در اين بيابان چرا مزاحم من شده اى ؟ عزرائيل گفت براى گرفتن جان تو آمده امشداد التماس كرد كه مهلت بده يك بار باغ و بستان خود را به بينم آنگاه هر چه مىخواهى بكن عزرائيل گفت بمن اين اجازه را نداده اند و در آن حال شداد از اسب درغلطيد و روحش از قالب تن جدا شد و تمام لشگر او با بلائى آسمانى از ميان رفتند وآرزوى ديدار بهشت را به گورستان برد.و نيز نقل شده كه از عزرائيل پرسيدند اينقدر كه تا كنون قبض روح مردم را كرده اى آيا ترا بر كسى ترحم و شفقت حاصل شده استجواب داد آرى يكى بر بچه اى كه در ميان يك كشتى متولد شد و دريا طوفانى گرديد و منماءمور قبض روح مادر آن بچه شدم و آن نوزاد بر تخته پاره اى مانده و بجزيره اىافتاد ديگرى ترحّم بر شداد كردم كه بهشتى با آن زحمت در ساليان دراز ساخت و او رااجازه ندادند كه يك مرتبه بهشت خود را ببيند.در اين موقع بعزرائيل خطاب شد آننوزادى كه در كشتى متولد شد و در جزيره افتاد همان شداد بود كه در كنف حمايت خودبدون مادر او را پروريديم و آن همه نعمت و قدرت باو عنايت كرديم ولى او از راهدشمنى ما درآمد و با ما در راه ضديت قيام نموداينك نتيجه دشمنى وكفر خود را فعلا در اين دنيا ديد تا چه رسد بعالم آخرت .

 

/ 0 نظر / 11 بازدید